تا سپیده: دهه مبارک فجر؛ 12 بهمن تا 22 بهمن

تاریخ انتشار : Publish : نسخه قابل چاپ Print

خداوند، پیروزی حق و نابودی باطل را سنتی الهی خوانده و آن را به ستمدیدگان جهان نوید داده است: («و بگو حق آمد و باطل نابود شد. آری، باطل همواره نابودشدنی است». (اسراء: 8)

تا سپیده: دهه مبارک فجر؛ 12 بهمن تا 22 بهمن

زلال وحی

 پیروزی انقلاب

خداوند، پیروزی حق و نابودی باطل را سنتی الهی خوانده و آن را به ستمدیدگان جهان نوید داده است:

(«و بگو حق آمد و باطل نابود شد. آری، باطل همواره نابودشدنی است». (اسراء: 8)

 برخی عوامل پیروزی

1. اطاعت از حق: «و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی را که ایمان آورده اند، ولی خود بداند، [پیروز است؛ چراکه] حزب خدا همان پیروزمندان هستند». (مائده: 56)

2. توکل بر خدا: «اگر خدا شما را یاری کند، هیچ کس بر شما چیره نخواهد شد و اگر دست از یاری شما بردارد، چه کسی پس از او شما را یاری خواهد کرد؟ و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند». (آل عمران: 160)

3. پرهیز از اختلاف و درگیری: «و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم جنگ نکنید که سست شوید و شکوه شما از بین برود و صبر کنید که خدا با شکیبایان است». (انفال: 46)

 امام خمینی، انقلاب اسلامی؛ رویکردها، اهداف و دستاوردها

«در فوریه 1979، بهمن 1357، جهان از وقوع نخستین انقلاب مدرن به رهبری [آیت الله] خمینی و حاکمیت مذهب در ایران آگاه شد؛ انقلابی که حکومت اسلامی را جایگزین سلسله پادشاهی هوادار غرب کرد».

این سخن که از یک پژوهشگر نام آور آمریکایی است، افزون بر آنکه از بازتاب جهانی انقلاب اسلامی ایران، حتی در کشوری مانند امریکا خبر می دهد، تعظیم اندیشه وران باانصافی چون جان.ال. اسپوزیتو را در برابر عظمت انقلاب اسلامی ما می رساند. بی گمان، انقلاب اسلامی ایران به عنوان یکی از مؤثرترین پدیده های دهه های پایان قرن بیستم، تأثیرات و بازتاب های گسترده ای در ایران، منطقه و جهان داشته و از ابعاد و جهات گوناگون، مورد توجه و مطالعه صاحب نظران، ناظران، سیاست مداران و نظریه پردازان ایرانی و غیرایرانی واقع شده است، به طوری که طی دو دهه از وقوع این پدیده، هزاران کتاب و مقاله تحقیقی و تحلیلی در توصیف، توضیح و تبیین آن به زبان های مختلف به ویژه در دانشگاه ها و محافل دانشگاهی غرب نگاشته شد که نشان از اهمیت و توجه مستمر به این پدیده شگرف و تاریخ ساز دارد.

در این نوشتار اشاره ای خواهیم کرد به شخصیت بنیان گذار انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) و برخی رویکردها، اهداف و دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران را مرور خواهیم کرد.

 امام خمینی(ره)، رهبری یگانه

انقلاب اسلامی ایران، بخشی از هویت، والایی، اقتدار و شکوهمندی خود را وام دار رهبری یگانه چون امام خمینی(ره) است. بنابراین، در تحلیل ماهیت انقلاب اسلامی، نمی توان از تحلیل شخصیت رهبری آن صرف نظر کرد. به تعبیر استاد شهید مرتضی مطهری: «تحلیل ماهیت این انقلاب، از تحلیل رهبری رهبر انقلاب جدا نیست. راستی چه طور شد که امام خمینی، رهبر مطلق شد که حتی آنان که با ایشان از نظر ایده و هدف مخالفند، چاره ای از اذعان به این رهبری ندارند؟ چرا سخنان امام این همه موج می آفریند، شادی می آفریند؟ آیا به خاطر از جان گذشتگی اش بود؟ به خاطر مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم بود؟ به خاطر صداقت و صراحت و شجاعت و افسون ناپذیری و سازش ناپذیری او بود؟ بدون شک، همه اینها بود، اما مطلب اساسی چیز دیگری بود و آن اینکه ندای امام خمینی، از قلب فرهنگ و از اعماق تاریخ و از ژرفای روح این ملت برمی خاست. مردمی که چهارده قرن، حماسه محمد، علی، زهرا، حسین، زینب، سلمان، ابوذر و صدها هزارها زن و مرد دیگر را شنیده بودند و با روحشان عجین شده بود، بار دیگر همان ندای آشنا را از حلقوم ایشان شنیدند، علی را و حسین را در چهره او دیدند، او را آیینه تمام نمای فرهنگ خود که تحقیر شده بود و می رفت که مردم، اعتقاد و اعتماد خود را نسبت به کارآیی ایمان و فرهنگ خود از دست دهند، تشخیص داده بودند».

«آن «سفر کرده» که صدها قافله دل همره اوست، نام او، یاد او، شنیدن سخنان او، روح گرم و پرخروش او، اراده و عزم آهنین او، استقامت او، شجاعت او، روشن بینی او، ایمان جوشان او که زبانزد خاص و عام است؛ یعنی جان جانان، قهرمان قهرمانان، نور چشم و عزیز روح ملت ایران، استاد عالی قدر و بزرگوار ما، حضرت آیت الله العظمی خمینی، حسنه ای است که خداوند به قرن و روزگار ما عنایت فرموده است. نهضت اسلامی ایران، مفتخر است که رهبری چون او دارد که آگاه و شجاع و مبارز است، نیازهای زمان را تشخیص می دهد، با مردم همدرد است، سودای اعتلای اسلام دارد و یـأس و نومیدی و ترس را که از لشکریان ابلیس است، به خود راه نمی دهد».

یکی دیگر از شخصیت های معاصر درباره شخصیت امام خمینی(ره) می نویسد: «امام(ره)، شخصیتی در بالاترین حد روحانی، کاریسماتیک، مقتدر، با قدرت تفکر قیاسی ممتاز بودند. ایشان در پی صرف عمر طولانی در استقاق های قیاسی در فقه، منطق و فلسفه، بسیار متبحر شده بودند، تا جایی که اگر هر «آگزیوم» و مقدمه ای به ایشان داده می شد، به سرعت و بدون اشتباه و تردید، اشتقاق صحیح [و نتیجه گیری درست] می کردند. از طرف دیگر، شخصیت و درجات عرفانی ایشان به خدا که در عمق تفکر، نثر فصیح و بلیغ و خط پخته او منعکس است، بی نیازی و شهامت و از خودگذشتگی ایشان را توجیه می نمود. این ابعاد شخصیتی (که فقط برخی از آن در اینجا ذکر شد) پیکری خوش سیما، شخصیتی مطبوع و رهبری محبوب را می ساخت که در انقلاب ها و حرکت های انقلابی جهان، به سختی می توان مشابه آن را یافت».

 امام خمینی(ره) و قیام و انقلاب، تنها برای خدا

می توان گفت اخلاص و قیام برای خدا، برجسته ترین ویژگی امام خمینی(ره) بوده است که از ایشان شخصیتی ممتاز و ملکوتی ساخت. این ویژگی که با توحید مداری و روح عرفانی حضرت امام(ره) به اوج خود رسید، انگیزه ایشان را در رهبری و شکل دهی انقلاب اسلامی، از هرگونه آلایشی پیراست و عطر خدا را در همه عملکردهای پیش از انقلاب و پس از انقلاب ایشان پراکنده ساخت و انقلاب را رنگی خدایی بخشید. به تعبیر استاد شهید مرتضی مطهری: «ما در این نهضت، برای شکم قیام نکردیم، برای سیر شدن قیام نکردیم، برای سیر کردن قیام کردیم. این انقلاب، یک نهضت اسلامی، نهضت انسان گرا، به معنای واقعی کلمه است؛ چون نهضتی است که از فطرت انسان ناشی می شود، نه از شکمش، این انقلاب، نهضتی است خالص و پاک و من امیدوارم، همان طوری که می بینم در رهبری انقلاب خلوص است، در مردم ما و در جامعه ما نیز صفا و خلوص باشد که هست. همه با هم، پشت سر جان و روح ملت ایران و قهرمان قهرمانان، حضرت آیت الله العظمی آقای خمینی، این رهبر بزرگ حرکت کنیم و همه با هم، در پی اهداف اسلامی، خود را اصلاح کنیم و بسازیم.

به خدا اعتماد داشته باشید که هر کس در راه خدا حرکت و قیام کند، خدا او را تأیید می کند. وقتی که ملتی خالص و مخلص، به دنبال رهبری خالص و مخلص حرکت کند، همه قدرت های دنیا، استعمار سیاه و سرخش، چپش و راستش غربی اش و شرقی اش هم علیه او باشند، محال است که از عهده او برآیند».

امام خمینی(ره) نیز درباره اهمیت اخلاص و قیام برای خدا می فرماید: «قوای انسانی وقتی هدر می رود که برای خدا نباشد. وقتی که قوا برای خدا کار کند، هدر نمی رود. نهادهایی که در ایران از خود ملت پیدا شد، اولش با یک قصد خالص الهی پیدا شد. اگر این قصد خالص از پیش شما کوچ کند، دست خدا هم برداشته می شود. کوشش کنید که هر مکانی که شما در آن خدمت می کنید، برای خدا باشد. تمام این پیروزی ها و عدم پیروزی ها و سلطنت ها، همه گذراست. ما اینجا نشستیم، بلااشکال، در صد سال دیگر از ما خبری نیست. گذشته است، رفته است؛ پیروز بشویم، رفته است، شکست بخوریم، رفته است. ما باید فکری بکنیم که به واسطه اخلاص، خدا را یاری کنیم؛ «اِنْ تَنْصِرُوا اللهَ ینصُرْکم.» (محمد: 7) نصرت یک معنایی است که در خود انسان باید متحقق شود. ما اگر در همه جبهه ها پیروز بشویم، لکن به عنوان نصرت خدا و برای خدا نباشد، بلکه برای خودمان باشد، ما خدا را نصرت نکردیم و خدا هم آن وعده ای را که داد، عمل نمی کند. برای خدا کار کنید، برای خدا پیش بروید، برای خدا زحمت بکشید، برای خدا همه کارها را انجام بدهید».

 انقلاب اسلامی، انقلابی سیاسی ـ معنوی

جامعیت حضرت امام خمینی(ره) شخصیت ایشان را با سیاست ـ به معنای درست آن ـ نیز پیوند داده و دخالت در امور سیاسی کشور را برای ایشان به صورت یک تکلیف شرعی درآورده بود. بی گمان، انقلاب اسلامی ایران نیز که متأثر از شخصیت و بینش ایشان بود، در کنار محتوای معنوی آن، جنبه سیاسی نیز پذیرفت و به انقلاب سیاسی ـ معنوی ـ تبدیل شد.

هیرو می نویسد: «این نخستین بار بود که 4 میلیون نفر از شهروندان عادی غیرمسلح، فعالانه در فرآیندی سیاسی [و معنوی] شرکت ورزیدند و نه تنها فرمانروایی را سرنگون کردند، بلکه نهادهایی چون ارتش را نیز متلاشی کردند. استاد شهید مرتضی مطهری نیز در این باره می نویسد: «انقلاب صدر اسلام، در همان حالی که انقلاب مذهبی و اسلامی بود، در همان حال، انقلابی سیاسی، اجتماعی و انقلابی اقتصادی و مادی بود؛ یعنی حریت، آزادگی، عدالت، نبودن تبعیض های اجتماعی و شکاف های طبقاتی، در متن تعلیمات اسلامی است. در واقع، هیچ یک از ابعادی که در بالا به آن اشاره شد، بیرون از اسلام نیستند و موفقیت نهضت و انقلاب ایران نیز در این بوده که نه تنها به عامل معنویت تکیه داشتیم، بلکه آن دو عامل سیاسی و اقتصادی را نیز با اسلامی کردن محتوای آن در خود قرار داده است».

«شاید نخستین نکته ای که در تعریف واژه «اسلام سیاسی» باید بدان توجه شود، تاریخ تولد این واژه است. در جست وجوی اصطلاح اسلام سیاسی در میان واژگان سیاسی، به راحتی مشاهده می شود که قبل از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، چنین واژه هایی وجود خارجی نداشته است. نقشی که اسلام و جهان بینی اسلامی در جریان انقلاب ایران بازی می کند، تولد و شیوع تدریجی واژه اسلام سیاسی است؛ یعنی همان اسلامی که در ایران، وارد سیاست شده و با انقلابی عظیم، رژیم مستقر شاه را سرنگون و نظامی از نوع اسلامی را جایگزین آن کرد. بدین گونه است که واژه اسلام سیاسی خلق می شود؛ واژه ای که در به کارگیری آن، پایان عصر حاکمیت و غلبه سکولاریسم بر جهان یا حداقل راهی جدید و کاملاً متفاوت و متضاد با آن در آن نهفته است. به این ترتیب، انقلابی که در سال های 56 و 57 در ایران اتفاق می افتد، انقلابی به نام اسلام و برای اسلام است و آنچه انگیزه اصلی مردم در خیابان ها و در تظاهرات خونین چندین ماهه را تشکیل می داد، تباین و تضاد در رژیم مستقر با اصول، ارزش ها و قواعد اسلامی بود و آنچه نیز به جای آن، مطالبه و خواسته می شد، جامعه و حکومت اسلامی بود که برقرارکننده اصول، ارزش ها و آرمان های اسلام باشد. مطالبات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نظیر استقلال، آزادی، امنیت، عدالت، سلامت، عفت، صداقت و...، ذیل جامعه و حکومت اسلامی خواسته می شود. چنین خواسته و محتوایی برای یک انقلاب، همانی است که بعدها و به فاصله کمی از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اسلام سیاسی خوانده می شود».