قیام 15 خرداد؛ تداوم مسیر نهضت خونین سید‌الشهدا (ع)

تاریخ انتشار : Publish : نسخه قابل چاپ Print

بی‌شک هیچ دگرگونی و انقلابی بدون علت و پیشینه پدید نمی‌آید و عواملی در شکل‌گیری آن موثر است. قیام 15 خرداد را بدون تردید باید اوج بحران رژیم شاهنشاهی و البته نقطه عطفی در کارنامه شکوهمند نظام اسلامی ایران برشمرد که بی‌هیچ شبهه‌ای نتیجه آن در 22 بهمن 57 به‌ثمر رسید و طعم بی‌نظیر پیروزی حق علیه باطل را به ذائقه ایران و ایرانی خوش آورد.

قیام 15 خرداد؛ تداوم مسیر نهضت خونین سید‌الشهدا (ع)

قیام 15 خرداد را بدون تردید باید اوج و البته نقطه عطفی در کارنامه انقلاب شکوهمند اسلامی دانست که بی‌هیچ شبهه‌ای در 22 بهمن 57 به‌ثمر رسید و طعم بی‌نظیر پیروزی حق علیه باطل را به ذائقه ایران و ایرانی خوش آورد.

بی‌شک هیچ دگرگونی و انقلابی بدون علت و پیشینه پدید نمی‌آید و عواملی در شکل‌گیری آن موثر است. قیام 15 خرداد را بدون تردید باید اوج بحران رژیم شاهنشاهی و البته نقطه عطفی در کارنامه شکوهمند نظام اسلامی ایران برشمرد که بی‌هیچ شبهه‌ای نتیجه آن در 22 بهمن 57 به‌ثمر رسید و طعم بی‌نظیر پیروزی حق علیه باطل را به ذائقه ایران و ایرانی خوش آورد.

انقلاب اسلامی مردم ایران در زمان پیدایش و ظهور و بروز خود (سالهای 40-43)در بردارنده عواملی بود که از جمله آن می‌توان به رحلت آیت اللّه بروجردی و مطرح شدن نام امام خمینی (ره)، جریان لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی، جریان همه پرسی ششم بهمن ، حادثه خونین فیضیه و دستگیری امام(ره) و در نتیجه آن قیام 15 خرداد 1342 اشاره کرد.

**سفر شاه به آمریکا و آغاز دیکتاتوری در ایران

آغاز و سرمنشاء این تحولات در کشور، سفر "محمدرضا پهلوی" به آمریکا در فروردین 1341 و دادن این اطمینان به "کندی" رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده در مورد اجرای برنامه‌های موردنظر واشنگتن در کشور بود .
به‌این ترتیب شاه در بازگشت، دولت امینی را بر کنار و در 28 تیر 1341 دولت "اسدالله علم" را جایگزین وی کرد ، از این منظر دولت علم، آغاز دیکتاتوری مطلق شاه بر کشور تلقی می‌شود.

اولین اقدام دولت علم در جهت اجرای سیاستهای جدید، تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی در هیئت دولت محسوب می‌شود.

**لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی

بر‌اساس این لایحه که در ۱۴ مهر ۱۳۴۱ با ۹۲ ماده و 17 تبصره از تصویب کابینه امیر اسدالله علم گذشت و در روزنامه‌های کیهان و اطلاعات منتشر شد به زنان حق رأی داده می‌شد و همچنین شرط مسلمان بودن و سوگند به قرآن مجید از شرایط انتخاب شوندگان حذف شد ، همچنین افراد می‌توانستند با هر کتاب آسمانی مراسم تحلیف را در مجلس شورای اسلامی به جای آورند. این موارد باعث اعتراض حوزه علمیه قم شد. فردای آن روز علما و مراجع قم طی تلگرافی به شاه به این مصوبه اعتراض کردند.

به این ترتیب امام خمینی(ره) ضمن انتشار بیانیه‌ای در این خصوص تاکید کردند:" اینجانب حسب وظیفه شرعی به ملّت ایران و مسلمین جهان، اعلام خطر می‌کنم،  قرآن کریم و اسلام در معرض خطر است، استقلال مملکت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهیونیستها است... ملّت مسلمان تا رفع این خطرها نشود، سکوت نمی‌کنند و اگر سکوت کنند، در پیشگاه خداوند قاهر، مسئول و در این عالم محکوم به زوال است."

سرانجام، پایمردی امام(ره) و حمایت مردم و روحانیت معظم پاسخ می‌دهد و دولت لایحه را پس می‌گیرد ولی از آن به بعد، شهر مقدس قم و شخص "آیت الله روح‌الله موسوی خمینی" مورد توجه و رصد حکومت قرار می گیرد.


** "انقلاب سفید" یا "انقلاب از بالا" به رفراندوم گذاشته می‌شود

در ماه های پایانی سال، ۱۳۴۱ محمدرضا شاه که ناکامی طرح انجمن های ایالتی و ولایتی را به تلخی پشت سر می‌گذاشت، تصمیم گرفت اصول ششگانه ای را با حذف و اضافاتی در قالب «انقلاب سفید» به رفراندوم بگذارد. این اصول ششگانه در واقع همان انقلاب از بالایی بود که آمریکا به کشورهای توسعه نیافته اعلام کرده بود. اصلاحات ارضی، سهیم کردن کارگران در کارخانه ها، سپاه دانش که به نوعی به زن ها برمی‌گشت و قانون ملی کردن جنگلها، جزو اصول لوایح ششگانه شاه بود.

اینها مسائلی بود که به ظاهر، وجهه عمومی شاه را در مقابل اقشاری از مردم بالا می‌بُرد. این اصول، ظاهری فریبنده و عوام پسندانه داشت و مخالفت با آنها اعتراض افراد ناآگاه را در پی‌داشت.

به‌هر حال با وجود تمام مخالفتهایی که در شهر ‌های مختلف به ویژه شهرهای مذهبی رخ داد، رفراندوم در ششم بهمن ماه ۱۳۴۱ برگزار شد و رسانه‌های عمومی اعلام کردند که اصول پیشنهادی شاه با رای بالایی پذیرفته شده است، این درحالیست‌ که اسناد متعددی مبنی بر تشریفاتی و غیر واقعی بودن این انتخابات در دست است.

در ادامه این روند، شاه در یک سخنرانی از روحانیون و مراجع عظام تقلید با تعابیر نادرستی یاد کرد و به آنها نسبت به سرکوب قریب‌الوقوعی هشدار داد.

امام(ره) به‌منظور مطلع ساختن مردم از قصد رژیم، ضمن صدور اعلامیه‌ای نوروز 1342 را عزای عمومی اعلام کردند. در این اطلاعیه امده بود:  "عظم الله تعالی اجورکم. چنانچه اطلاع دارید دستگاه حاکمه می خواهد با تمام کوشش به هدم احکام ضروریه اسلام قیام و به دنبال آن مطالبی است که اسلام را به خطر می اندازد. لذا اینجانب عید نوروز را به عنوان عزا و تسلیت به امام عصر(عج) جلوس می کنم و به مردم اعلام خطر می نمایم. مقتضی است حضرات آقایان نیز همین رویه را اتخاذ فرمایند تا ملت مسلمان از مصیبتهای وارده بر اسلام و مسلمین اطلاع حاصل نمایند. "

سایر علما از جمله 46 نفر از علمای تهران نیز با صدور اعلامیه ای عید نوروز را عزای عمومی اعلام کردند.
 


**حادثه فیضیه یا عامل قیام آفرین


در واکنش به این اقدام مرجعیت، ساواک قم مجلس روضه خوانی را که از طرف آیت اللّه گلپایگانی(ره) منعقد شده بود، مورد حمله قرار داد. در این هجوم که روز دوم فروردین 1342 صورت گرفت، مردم و طلاب مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به رگبار بسته شدند و مدرسه فیضیه به خون ملّت رنگین شد.

به‌ این ترتیب و با اطلاع امام خمینی(ره) از فجایع فیضیه، ایشان یه ایراد یکی از تندترین سخنرانی‌های خود علیه رژیم پرداخته و فرمودند: "شاه دوستی؛ یعنی غارتگری، هتک اسلام، تجاوز به حقوق مسلمین، تجاوز به مراکز علم و دانش، شاه دوستی؛ یعنی، ضربه زدن به پیکر قرآن و اسلام، محو آثار اسلامیت، شاه دوستی؛ یعنی تجاوز به احکام اسلام و تبدیل قرآن کریم، شاه دوستی؛ یعنی کوبیدن روحانیت و اضمحلال آثار رسالت. حضرات آقایان توجّه دارند که اصول اسلام در معرض خطر است، قرآن و مذهب در مخاطره است. "

خونهای ریخته شده در فیضیه از یکطرف و  روشنگری‌های امام(ره) از طرف دیگرسبب شد تا حکومت با اتخاذ تدابیر امنیتی سختگیرانه‌ای به استقبال محرم و عاشورای 42 برود و به همین جهت وعاظ و طلاب در مجالس خود از سخنرانی درخصوص شاه اسرائیل و آمریکا منع شدند.
 

 


**سخنرانی حماسی رهبر در عاشورای 42
 

در این میان امام(ره) با هوشیاری تمام سعی کردند تا فاجعه فیضیه را در سخنرانی ها و بیانات خویش تا محرم 42 زنده نگه دارد. از این منظر شهر قم شاهد سخنرانی‌های تاریخی و تکرار نشدنی ایشان بود که با انتقادات شدید از حکومت، اسرائیل و آمریکا نشان می داد مردم و روحانیت در مسیری غیر قابل بازگشت  و در تقابل با حکومت شاهنشاهی قرار گرفته‌اند.


** ارتباط بین شاه و اسرائیل چیست که سازمان امنیت سخنرانی در مورد آنها را ممنوع کرده است

امام(ره) در این سخنرانی‌ها می‌فرمودند: "ای آقای شاه! ای جناب شاه! بدبخت، بیچاره! 45 سال از عمرت میره، عبرت بگیر. عبرت از پدرت بگیر. اگر راست می‌گویند که تو با اسلام و روحانیت مخالفی، بد فکر می کنی. اگر دیکته می کنند، به دست تو می دهند، در اطراف آن فکر کن. چرا بی تأمّل حرف می زنی؟ چه ارتباطی بین شاه و اسرائیل است که سازمان امنیت می گوید: از شاه صحبت نکنید، از اسرائیل هم صحبت نکنید؟ آیا به نظر سازمان امنیت، شاه، اسرائیلی است؟ آیا به نظر سازمان امنیت، شاه یهودی است؟ آقای شاه! اینها می خواهند تو را یهودی معرفی کنند تا من بگویم کافری، از ایران بیرونت کنند و به تکلیف تو برسند."

حدود 24ساعت پس از این سخنرانی کوبنده توسط امام(ره) نیروهای امنیتی حکومت واکنش نشان داده و شبانه به منزل ایشان یورش برده و امام را دستگیر و به زندان قصر منتقل کردند.



**روشنگری‌های خمینی کبیر و قیام 15 خرداد

صبح روز 15خرداد مقارن با 12 محرم خبر دستگیری امام(ره) توسط حکومت ستمشاهی در سراسر قم منتشر شد و مردم در برابر این اقدام واکنش نشان دادند.

 شعار اصلی جمعیت تظاهرات کننده، " یا مرگ یا خمینی" بود که از تمام فضای قم به گوش می رسید. خشم مردم آنچنان بود که ابتدا مأمورین پلیس پا به فرار گذاشتند و پس از تجهیز قوا به میدان آمدند. نیروهای کمکی نظامی نیز از پادگان های اطراف به شهر قم گسیل شدند. هنگامی که سیل جمعیت از حرم حضرت معصومه(ع) بیرون آمدند، رگبار مسلسلها گشوده شد و تا درگیری شدید تا چندساعت ادامه داشت. حمام خون به راه افتاده بود. هواپیماهای نظامی از تهران به پرواز درآمدند و در فضای شهر قم برای ایجاد رعب بیشتر دیوار صوتی را شکستند. قیام با سرکوبی شدید کنترل شد. کامیون های نظامی، اجساد شهدا و مجروحین را به سرعت از خیابانها و کوچه ها به نقاط نامعلومی بردند. غروب آن روز شهر قم حالتی جنگ زده داشت.

خبر دستگیری امام خمینی(ره) به تهران، مشهد، شیراز و دیگر شهرها رسید و وضعیتی مشابه قم پدید آورد. مردم ورامین و شهرک های اطراف به سوی تهران سرازیر شدند. تانک ها و ابزار زرهی و نیروهای نظامی برای جلوگیری از ورود معترضین به شهر در سه راهی ورامین با جمعیت درگیر شدند و جمع زیادی از راهپیمایان را به خاک و خون کشیدند. جمعیت انبوهی در حوالی بازار تهران و مرکز شهر نیز گرد آمده و با شعار "یا مرگ یا خمینی" به سوی کاخ شاه به حرکت درآمدند.

این اعتراضاتِ به حق، با واکنش شدید رژیم ستمشاهی روبه رو شد و بر همین اساس توسط نیروهای جهنّمی و خون آشام خود، تظاهرکنندگان را با وضع فجیعی قتل عام کرد و به این ترتیب یوم اللّه 15 خرداد شکل گرفت.


چند روز پس از دستگیری امام(ره) دهها نفر از مراجع و علمای ایران به عنوان اعتراض به دستگیری امام (ره) به تهران مهاجرت کردند. بر اثر اعتراض علما و فشار افکار عمومی سرانجام امام خمینی(ره) پس از دو ماه بازداشت در پادگان نظامی به منزلی در شمال شهرتهران منتقل شد و تحت نظر قرار گرفت.

از نخستین ساعات روز بعد مغازه داران تهران و شهرستانها به مناسبت آزادی نسبی امام(ره) بر سر در مغازه‌های خود پرچم نصب کرده و چراغانی کردند و به مردم شیرینی و شکلات دادند.

یک روز پس از انتقال امام (12 مرداد) روزنامه‌های کثیر‌الانتشار کشور چیزی رابه دستور ساواک منتشر کردند. تا در نظر مردم چنین وانمود کنند که انتقال امام(ره) از زندان به محل جدید به دلیل تفاهمی بوده که میان ایشان و مقامات انتظامی بوجود آمده است. این خبر که شایعه‌ای بیش نبود و امام(ره) بعداً پس از آزادی کامل و بازگشت به قم در اولین فرصت طی یک سخنرانی آنرا به شدت تکذیب کردند.

شاه که تصور می‌کرد با سرکوب قیام 15 خرداد، دستگیری امام(ره)، کوتاه آمدن برخی از علما و از همه مهمتر شایعه تفاهم، امام(ره) را منزوی ساخته است بتدریج در جهت عادی نشان دادن اوضاع حرکت کرد. از اینرو اسدالله علم را در 17 اسفند 42 برکنار ساخت و وانمود کرد او مسبب حوادث اخیر بوده و عزل وی به دنبال تفاهم با امام تحقق یافته است.

بعد از علم، حسنعلی منصور به نخست‌وزیری رسید. او طی نطقی با تمجید از اسلام، از آن به عنوان "یکی از مترقی‌ترین و برجسته‌ترین ادیان جهان" یاد کرد و بر مراحم و عطوفت خاص شاه به مقامات روحانی تأکید کرد. دو روز پس از سخنان منصور ، امام خمینی بدون اطلاع قبلی در شب 18 فروردین 43 وارد قم شده و به تدریج مورد استقبال علما و مردم قرار گرفتند. در همان روز، روزنامه اطلاعات در مقاله‌ای تحت عنوان "انقلاب سفید شاه و امریکا" نوشت :" چقدر جای خوشوقتی است که جامعه روحانیت نیز در واکنش اکنون باهمه مردم، همگام در اجرای برنامه‌های انقلاب شاه و مردم شده است".

امام خمینی(ره) در واکنش به این اتهام در 21 فروردین طی سخنانی مطالب روزنامه اطلاعات را به شدت تکذیب کرده و اظهار داشتند:
"خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد. من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح به دست بگیرم. من پاپ نیستم که فقط روزهای یک شنبه مراسمی انجام دهم و بقیه اوقات خود سلطانی باشم و به امور دیگر کاری نداشته باشم. پایگاه استقلال اسلامی اینجاست باید این مملکت را از این گرفتاریها نجات داد. "

**دستاوردها و پیامدهای قیام خونین 15خرداد

در واقع می توان قیام 15 خرداد را حرکت خودجوش و مردمی بدون برنامه ریزی قبلی دانست که با توجه به بسترها و زمینه های قبلی به وجود آمد و در حمایت از رهبر دینی و یاری آرمانهای متعالی، به اوج خود رسید و شهرها و مناطق مختلف ایران را در بر گرفت.
 

 



آنچه 15خرداد را در تقویم ایران اسلامی تبدیل به روزی متمایز و استثنایی می‌کند، سند زنده مخالفت غیورانه ملت ایران با عمال اجنبی و استعمارگران است.

ازاین منظر، 15 خرداد را می‌توان تداوم مسیر نهضت آزادی‌خواهی سید مظلومان اباعبدالله‌الحسین(ع) در برابر حکومت فاسد بنی‌امیه قلمداد کرد.