کریمه اهل بیت (سلام الله علیها)؛ دهم ربیع الثانی سالروز وفات حضرت معصومه (س)

تاریخ انتشار : Publish : نسخه قابل چاپ Print

امام صادق(ع)پیش از ولادت کریمه آل محمد(ص) فرمود: خدا را حرمی است و آن مکه است، امیرمؤمنان را حرمی است و آن کوفه است و ما اهل بیت را حرمی است وآن قم است. بزودی بانویی به نام فاطمه از تبار من در آن جا دفن شود که هر کس به زیارتش بشتابد، بهشت بر او واجب می گردد.

کریمه اهل بیت (سلام الله علیها)؛ دهم ربیع الثانی سالروز وفات حضرت معصومه (س)


وجود پاکیزه حضرت معصومه(س) تنها هفده روز در قم دوام یافت‏و پس از این مدت کوتاه به لقاء الله شتافت.
مولف تاریخ قم از وفات و تشییع پیکر نورانی دختر موسی بن جعفر(ع) چنین‏یاد کرده است: «... ستی فاطمه ... هفده روز در حیات بود چون او را وفات رسید بعد از تغسیل‏و تکفین و نماز موسی بن خزرج در زمینی که او را بابلان بود آنجا امروز روضه‏مقدسه اوست، دفن کرد و بر سر تربت از بوریا سایه ساخته بودند تا آنگاه که زینب‏دختر محمد بن علی الرضا: این قبه بر سر تربت او بنا نهاد».
با توجه به نقل برخی از مورخان و قرائنی که در طول مسیر از ساوه تا قم مشهوداست، همانگونه که مردان کاروان را به شهادت رسانده‏اند، حضرت فاطمه معصومه(س) وبانوان همراهش توسط عوامل بنی‏عباس مسموم شدند.
در طی مسافت هر یک از بانوان با تاثیر سم، به شهادت رسیده و در شهرها وروستاهای مسیر حرکت‏به خاک سپرده شدند.
اشعریان در زمان ورود کاروان مدینه، از بزرگان قم و برجسته‏ترین شخصیتهای‏سیاسی فرهنگی شهر به شمار می‏آمدند.
لذا به همین جهت موسی بن خزرج به استقبال‏کاروان حضرت شتافت و آنها را در منزل خود جای داد و پس از شهادت حضرت معصومه(س)محل خاک سپاری حضرت را عهده‏دار شد.
او نخستین کسی بود که تولیت مزار شریف کریمه‏اهل بیت را بر عهده گرفت.
پس از گذشت چند سال حضرت زینب دختر امام جواد(ع)قبه‏ای از آجر بر فراز آرامگاهش بنا کرد.
در طول عصر امامت، وکلای امامان شیعه به‏این مهم می‏پرداختند.
«حسین بن اشکیب سمرقندی‏» متوفای بعد از 260 هجری قمری،از دانشمندان نامور ایران و از اصحاب امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) ازجمله افرادی است که در اواسط قرن سوم هجری تولیت آستانه مقدسه قم را بر عهده‏داشت.
نجاشی در کتاب خود از سمرقندی اینگونه یاد کرده است: «حسین بن اشکیب، از علمای امامیه و از مردم خراسان، دانشمندی موثق و مقدم‏بوده است.
کشی او را در شمار اصحاب امام حسن عسکری(ع) آورده و عیاشی از وی‏بسیار روایت نموده و به حدیثش اعتماد کرده است.
او در نقل حدیث مورد وثوق کامل‏و شخصی منضبط بوده است.»
کشی نیز از او یاد کرده است: «او قمی و خادم قبر بود... استاد ما (شیخ مفید) از ابوالقاسم جعفر بن محمد قولویه از محمد بن‏وارث سمرقندی نقل می‏کرد که کتاب «رد بر کسی که گمان کرده پیغمبر پیش از بعثت‏بر دین قوم خود بوده است‏» و کتاب «رد بر زیدیه‏» و «کتاب نوادر» ازتالیفات حسین به اشکیب است ...»
احتمال دارد وکیل وقت امام حسن عسکری(ع)،«احمد بن اسحاق اشعری‏» در زمان حیات امام یازدهم تولیت آستانه مقدسه قم راعهده‏دار بوده باشد.
نویسنده تاریخ قم تنها به سال وفات (201 ه.ق) حضرت‏معصومه(س) اشاره کرده است.
برخی دیگر از متاخرین، دهم ربیع‏الثانی را روزارتحال آن حضرت ذکر کرده‏اند.
امام رضا(ع) در قم امام رضا(ع) طبق دستور مامون‏از راه بصره، اهواز و فارس به خراسان برده شد تا بتواند با تایید ولایتعهدی‏امام، کومت‏خود را مستحکم کند.
اما مامون از اینکه امام رضا(ع) از شهرهای‏شیعه نشین عبور داده شود، می‏هراسید.
زیرا احتمال می‏داد مردم به امام پیوسته بر علیه او دست‏به شورش بزنند.
به‏همین دلیل این سخن امام رضا(ع) در سفر اول خود به خراسان، از مسیر کوفه‏نیامده، صحیح به نظر می‏رسد نمی‏تواند سخن قاطعی در مورد نیامدن امام به قم وعبور ایشان از راه کوفه باشد; زیرا، در منابع روایی ما آمده است که امام رضا(ع)در قادسیه، منزلی از منازل راه کوفه به خراسان با بزنطی ملاقات داشته است.
بیهقی در تاریخ خود یادآور می‏شود که طاهر ذوالیمینین، با امام رضا(ع) در بغدادبیعت کرد و تذکره نویسان با کمال صراحت ورود امام رضا(ع) به قم را نقل‏کرده‏اند.
به این ترتیب احتمال می‏رود سفر دیگری نیز داشته باشند و این نظر براساس منابع تاریخی گفتاری درست‏به نظر می‏رسد.
چنانکه یعقوبی گوید: «مامون در سال 202 از مرو رهسپار عراق شد و ولیعهدش رضا(ع) و وزیرش فضل بن‏سهل ذوالریاستین همراه وی بودند.»
طبری انگیزه مسافرت مامون به بغداد درسال 202 ه را اینگونه گزارش کرده است: «از جمله حوادث سال 202 ه.ق»
آن بود که مردم بغداد با «ابراهیم بن مهدی‏» بیعت کردند و او را مبارک نام‏نهادند.»
گویند: در نخستین روز محرم با وی بیعت‏خلافت کردند و مامون را خلع‏کردند و چون روز جمعه شد، ابراهیم به منبر رفت و نخستین کسی که با وی بیعت کرد،عبیدالله بن عباس هاشمی بود، سپس منصور بن‏مهدی، پس از آن بنی‏هاشمیان دیگر، پس‏از آن سرداران ... اینان سران و پیشروان بودند که از مامون خشمگین بودند که‏ می‏خواست‏ خلافت را از پسران عباس به پسران علی برد و پوشش پدران خویش را که سیاه‏بود، رها کرده بود و سبز پوشیده بود.»
در اثر اختلافاتی که در بغداد، پایتخت‏پیشین عباسیان، روی داد مامون دستور صادر کرد به سوی بغداد حرکت کنند.
و خودبه همراه امام رضا(ع) راه بغداد را در پیش گرفت و پس از سرکوب آشوب به مروبازگشت.
از این روی ممکن است عبور امام رضا(ع) از قم در جریان رفت و آمدی که‏بین بغداد و مرو روی داد، صورت گرفته باشد.
یکی از مورخان در این باره می‏نویسد: «حضرت رضا(ع) وارد قم شد و مردم که از ورود آن حضرت باخبر شده بودند، به‏ملاقات آن حضرت می‏شتافتند و برای ضیافت ایشان بر یکدیگر پیشی می‏گرفتند، حضرت‏برای قطع خصومت فرمود: «ان الناقه ماموره‏» این شتر مامور است و به هر کجابرود، همانجا منزل خواهیم کرد شتر به حرکت درآمد تا کنار خانه‏ای زانو زد.
صاحب آن خانه شب قبل از ورود آن حضرت در خواب دیده بود که حضرت رضا(ع) فردامیهمان او خواهند بود و چون رویای او به حقیقت پیوست در شگفت‏ شد.
آن خانه موردتوجه قرار گرفت و مردم به آن محل می‏آمدند و استفاده می‏بردند.
امروز همان محل‏ مدرسه شده است و اینک به «مدرسه رضویه‏» مشهور است.»
و محل به محله شاه‏خراسان معروف است و تکیه‏ای به این نام تکیه شاه خراسان نیز در قم هست.
مولف تاریخ قم نیز از چشمه‏ای در قم خبر می‏دهد که امام علی بن موسی‏الرضا(ع) از آن چشمه آب خورده و بدان موضع غسل کرده است.
چنین به نظر می‏رسدحضرت امام علی بن موسی الرضا(ع) نخستین معصومی است که به زیارت حضرت فاطمه‏معصومه(س) آمده است.
علاوه بر همراهی جمعی از برادران، بانوانی نیز، حضرت فاطمه معصومه(س) را همراهی می‏کردند.اسامی این خواهران که ممکن است‏خواهران کنیزهای حضرت بوده باشند، عبارتند از: میمونه، فاطمه صغری و خدیجه خاتون (دختران امام کاظم(ع))، خواهر حضرت معصومه(س) و «سلطان موصلیه‏» خادمه آن حضرت.
عباس فیض گوید: برخی از مورخان از محدث قمی مؤلف «حاشیه انساب المجدی‏» نقل کرده‏اند که: «میمونه‏» بنت موسی بن‏جعفر با فاطمه معصومه(س) است و می‏خواهند اینطور استفاده کنند که، فاطمه با خواهر خود میمونه همسفر بوده‏اند، در صورتی‏که این عبارت از دفن وی در جوار فاطمه حکایت می‏کند.
البته باید گفت که در متن «المجدی‏» که اخیرا به چاپ رسیده، از «میمونه‏» دخت امام کاظم(ع) نامی به میان نیامده است.با این حال باز هم، همراهی آن بانوی مکرمه با حضرت معصومه(س) منافاتی ندارد.چه این کاروان شامل همه و یا قسمت عمده‏ای از خاندان موسوی، پس از یک سال تاخیر می‏خواست‏به امام رضا(ع) بپیوندد.
در مورد فاطمه صغری باید گفت که امام کاظم(ع) دو دختر به نام فاطمه داشتند; 1.فاطمه کبری (حضرت فاطمه معصومه(س)) 2.فاطمه صغری فاطمه صغری، کودکی خردسال بود و در مسیر کاروان از دنیا رفت و در روستایی از توابع آشتیان به خاک سپرده شد.
خدیجه خاتون، نزدیک مزار «طیب‏» و «طاهر» وفات یافت و در همانجا مدفون گردید.سلطان موصلیه نیز در نائین دفن شده است.البته غیر از افراد مذکور، آقای بلاغی از شخصی به نام «سید مرتضی طبیب حضرت معصومه(س)» نام می‏برد.
او پس از ذکر نام پزشکی در نائین، نسبش را به «سید مرتضی‏» می رساند و می‏گوید: «میرزا محمد طبیب; فرزندش میرزا محمد علی است که نسبشان به سید مرتضی طبیب حضرت معصومه(س) منتهی می‏شود که در قم مدفون است‏».
با توجه به نظریه‏های مذکور، برخی از شخصیتهای همراه حضرت فاطمه معصومه(س) عبارتند از: فضل، جعفر، قاسم، هارون، اسحاق، محمد، میمونه، فاطمه صغری، خدیجه خاتون (که همه از فرزندان امام کاظم(ع) هستند) و خواهر حضرت معصومه(س) که نامش معلوم نیست و سلطان موصلیه خادمه حضرت معصومه(س).
با کاروان نور; از مدینه تا قم هجرت امام رضا(ع) از مسیر بصره، اهواز و فارس به مرو صورت گرفت; در حالی که، هجرت حضرت فاطمه معصومه(س) یک سال پس از آن، از مسیر دیگری انجام شد.
حسن بن‏محمد بن‏حسن قمی می‏نویسد: «از سادات حسینیه از فرزندان موسی بن‏جعفر(علیهما السلام) که به قم آمدند فاطمه دختر موسی بن‏جعفر(علیهما السلام) بود.
چنین گویند بعضی از مشایخ قم که چون امام علی بن‏موسی الرضا(علیهما السلام) را از مدینه بیرون کردند تا به مرو رود از برای عقد بیعت‏به ولایت عهد برای او فی سنة ماتین،خواهر او فاطمه بنت موسی بن‏جعفر(علیهم السلام) در سنه احدی و ماتین به طلب بیرون آمد چون به ساوه رسید، بیمار شد.
پرسید که میان من و میان شهر قم چقدر مسافت است؟ او را گفتند که ده فرسخ است.خادم خود را بفرمود تا او را بردارد و به قم برد.خادم او را به قم آورد...»
حبیب پورمظاهر می‏نویسد: «ستی فاطمه ملقب به معصومه خاتون دختر امام موسی کاظم(ع) علو مرتبه‏اش زیاده از حد بیان است.در سال دویست و یک هجری زمان ولایت عهد حضرت امام رضا(ع) با برادران خود فضل علی و جعفر و هادی و قاسم و زید با بعضی از برادرزادگان و چند خدمه از بغداد به عزم دیدار برادر عازم خراسان شدند...»
از مجموع این سخنان چنین برمی‏آید که کاروان حضرت فاطمه معصومه(س) از شهرهای مدینه، بغداد، ساوه و قم عبور کرده است.
در صورتی که، حضرت بیمار نمی‏شدند، می‏بایست از طریق «ری‏» به «مرو» می‏رفت.اما بیماری ایشان موجب شد تا در قم اقامت نماید و در همانجا به دیدار خدا بشتابد.
(نقشه شماره 12) اگر گفته مؤلف «بحر الانساب‏» را نادیده انگاریم و تنها به نوشته حسن بن‏محمد بن حسن قمی بسنده کنیم، شهر ساوه ما را از مسیر هجرت معصومه(س) از مدینه به قم آگاه‏می‏سازد.
چه اینکه شهر ساوه در مسیر مدینه، کوفه و بغداد به خراسان قرار دارد; بر خلاف مدینه، بصره و اهواز به خراسان که حضرت امام رضا(ع) از این مسیر عبور کردند.
لسترنج گوید: «در زمان عباسیان البته بغداد بزرگترین شهر عراق بود، ولی یک قرن پیش از آنکه این سلسله روی کار بیاید، مسلمانان قرن اول پس از فتح عراق به ساختن سه شهر بزرگ دست زدند که واسط و کوفه و بصره باشد.
این سه شهر تا چندین قرن آبادی و رونق داشت و با انبار (از شهرها دوره ساسانیان) که در ساحل فرات و با بغداد در یک عرض جغرافیایی بود، بزرگترین شهرهای پرجمعیت عراق را در دوره عباسیان تشکیل می‏دادند.» «معروفترین شاهراه‏ها، جاده بزرگ خراسان بود که به شرق می‏رفت و پایتخت را به شهرهای ماوراء النهر در حدود چین متصل می‏ساخت.
این جاده از دروازه خراسان در خاور بغداد شروع می‏شد و از صحرا گذشته از پلهای مستحکمی که بر روی رودخانه‏ها ساخته بودند، عبور می‏کرد تا به «حلوان‏» پای گردنه‏ای که از آنجا به کوههای ایران می‏رسید، منتهی می‏گردید، و در اینجا به ایالت جبال وارد می‏شد و پس از عبور از یک سربالایی تند به کرمانشاه مرکز استان کردستان می‏رسید و ایالت جبال را با خطی مورب درنوردیده به سمت‏شمال خاوری می‏رفت و از همدان نیز می‏گذشت تا به «ری‏» می‏رسید، پس از عبور از ری به سمت‏خاور متوجه می‏شد و از «قومس‏» عبور نموده، کوههای طبرستان را در سمت چپ و کویر لوت را در جنوب خود می‏گذاشت، تا نزدیک بسطام به ایالت‏خراسان وارد می‏گردید و از نیشابور عبور نموده از طوس می‏گذشت و به مرو می‏رسید».
«باز برمی‏گردیم به بغداد مرکز جاده‏ها.شاهراه بزرگی برای زیارت مکه و مدینه از سمت‏باختر بغداد به جنوب متوجه گردیده به کوفه، در حاشیه بادیه عربستان، می‏رفت و به خط تقریبا مستقیم از آنجا گذشته به حجاز می‏رسید.
یک جاده دیگر برای زیارت مکه از بصره تقریبا به موازات جاده اول شروع می‏شد و در دو منزلی شمال مکه به جاده قبلی می‏پیوست‏».شرح منازل مدینه تا بغداد ترتیب منازل و راههایی که در قرون اولیه مورد استفاده مسلمانان بود در کتابهای جغرافیایی ثبت‏شده است.
قدیم‏ترین جغرافی‏دانان اسلامی «ابن‏خردادبه‏»، «قدامه‏»، «یعقوبی‏» و «ابن‏رسته‏» هستند که در قرن سوم هجری به تالیف کتب جغرافیایی و شناسایی جغرافیایی جهان اسلام همت گمارده‏اند.
«ابن‏رسته‏» در «الاعلاق النفیسة‏» منازل بغداد تا مدینه را مشخص کرد.چون تالیف کتاب در دوره حکومت عباسیان انجام گرفته، منازل هر یک از شهرهای مهم از بغداد معین شد.
چون عباسیان پس از بنای بغداد در سال 145 هجری، آن شهر را تا انقراض نظام حکومتی به دست هلاکو، ایلخان مغول در سال‏656 هجری، پایتخت و مرکز خلافت رژیم عباسی قرار داده بودند.بنابراین، حضرت معصومه(س) از مدینه، راه کوفه و بغداد را انتخاب کرده است.شرح منازل این مسیر به این ترتیب است.
1.مدینه تا طرف،27 میل.
2.طرف تا سقره،7 میل.
3.سقره تا بطن‏النخل، 15 میل.
(از طرف تا بطن‏النخل 22 میل می‏شود)
4.بطن‏النخل تا مکحولین.
5.مکحولین تا حصین.
6.حصین تا عسیله،13 میل.
(از عسیله تا بطن‏النخل‏36 میل است)
7.عسیله تا محدث، 28 میل.
8.عسیله تا معدن نقره،43 میل.
(معدن نقره، محل تلاقی راه بصره، کوفه و مدینه است).
9.معدن نقره تا حاجر، 34 میل.
(قروری، استراحتگاه شبانه این منزل است).
10.حاجر تا سمیراء، 34 میل.
(استراحتگاه شبانه آن عباسه است).
11.سمیراء تا توز، 20 میل (استراحتگاه شبانه آن محقیة است).
12.توز تا فید، 31 میل.
(استراحتگاه شبانه آن قرنتین است).
13.فید تا الاجفر،36 میل.
(در آنجا مسجد جامعی است، قرائن استراحتگاه شبانه آن است).
14.الاجفر تا خزیمیة، 24 میل.
(استراحتگاه شبانه آن اغر).
15.خزمیة تا ثعلبیة، 32 میل.
(استراحتگاه آن عین است).
16.ثعلبیة تا بطانیة، 11 میل.
(استراحتگاه آن بهینة است).
17.بطانیة تا شقوق،29 میل (استراحتگاه آن بدرین است).
18.شقوق تا زباله، 21 میل.
(استراحتگاه آن تنانیر است).
19.زباله تا قاع، 24 میل.
(استراحتگاه آن جریسی است).
20.قاع تا عقبه، 24 میل (استراحتگاه شبانه آن جلحاء است).
21.عقبه تا واقصه، 20 میل (استراحتگاه شبانه آن سماء است).
22.واقصه تا قرعاء، 24 میل.
(طرف استراحتگاه آن است).
23.قرعاء تا مغیثه، 32 میل.
(مسجد سعد استراحتگاه آن است).
24.مغیثه تا قادسیه، 30 میل.
25.قادسیه تا کوفه، 15 میل.
26.کوفه تا ساهی،7 میل.
27.ساهی تا بازار اسد،7 فرسخ.
28.بازار اسد تا قصر ابن‏هبیره،6 فرسخ.
29.قصر ابن‏هبیره تا پل کوثی، 5 فرسخ.
30.پل کوثی تا بغداد،7 فرسخ.

شهرستانها و منازل بین راه

1. شهرستانها و منازل بین راه
مدینه از سال اول هجرت تا زندانی شدن امام کاظم(ع)، محل سکونت دائمی آل رسول(ع) محسوب می‏شد.
با شهادت امام کاظم(ع)، در بغداد، امام رضا(ع) بار دیگر منصب امامت را در مدینه تداوم بخشید تا آنگاه که با هجرت اجباریش به خراسان، علویان و اصحاب خاص آن بزرگوار نیز راه ایران را در پیش گرفتند.
حضرت فاطمه معصومه(س) و کاروان همراهش یکی از این گروههای مهاجر بودند.تاریخ نویسان زیادی از انگیزه و چگونگی هجرت مهاجران علوی به ایران و سلوک عملی آنان در مدینه سخنی به میان نیاورده‏اند اما با توجه به حیات سیاسی و فرهنگی آن دوره می‏توان دریافت که هجرت امام رضا(ع) به ایران عامل اساسی این مهاجرتها بود.
زیرا امام رضا(ع) پیشوای دینی و سیاسی شیعیان، به خصوص علویان و خاندان طهارت، بود و سرپرستی خاندان موسوی پس از شهادت امام هفتم(ع) را نیز بر عهده داشت; چنانکه در وصیت‏نامه امام موسی کاظم(ع) به این مساله تصریح شده است.از این روی علویان و بخصوص خاندان موسوی در پیوستن به امام رضا(ع) اصرار داشتند.
به یقین حضرت معصومه(س) و همراهان نیز با همین انگیزه هنگام خارج شدن از مدینه با رسول خدا(ص) وداع کرده، راه طولانی مرو را در پیش گرفتند.
2. معدن نقره
در منزلگاه معدن نقره بدویان بسیاری ساکنند.آب شرب اندک ساکنان آن از چاهها تامین می‏شود.این منزلگاه محل تلاقی راه مدینه، کوفه و بصره است; اصطخری در این باره می‏گوید: «از کوفه تا مدینه بیست مرحله دارند...
و از بصره به مدینه هژده مرحله باشد و به معدن نقره راه کوفه و بصره به هم اوفتد».از مدینه تا معدن نقره، مسیر مشترک حضرت امام رضا(ع) و حضرت معصومه(س) است و از معدن نقره امام رضا(ع) راه «نباج‏» را در پیش گرفت و حضرت معصومه(س) به قادسیه رفت تا از مسیر کوفه به برادر بپیوندد.
3. قادسیه
روستای کوچکی نزدیک کوفه و در مسیر کاروانهای حج است.
خسروپرویز، برای دفع اتراک شخصی به نام قادس را به آنجا فرستاد و به این جهت این روستا به نام او «قادسیه‏» نامگذاری شد.ابوالفداء موقعیت قادسیه را در «تقویم البلدان‏» اینگونه به تصویر کشیده است: «قادسیه شهری است کوچک با نخلستان‏ها و آب‏ها.قادسیه و حیره و خورنق همه در حاشیه بیابان و کنار سواد عراق واقع شده‏اند.
بیابان در جانب غربی این شهرها، و نخلستان‏ها و رودها در جانب شرقی آنهاست‏».
در «المشترک‏» آمده است که: قادسیه شهرکی است.میان آن و کوفه پانزده فرسخ است.بر سر راه حجاج، واقعه قادسیه در ایام عمر بن‏الخطاب در آنجا اتفاق افتاد.نیز قادسیه قریه‏ای است‏بزرگ نزدیک سامرا در آنجا شیشه می‏سازند.در «الترتیب‏» آمده است که: قادسیه را بدان جهت ‏بدین نام خوانده‏اند که اهل قادس بدان نزول کردند.
و قادس قریه‏ای است در مروالرود.
4. کوفه و نجف
کوفه از شهرهای اقلیم سوم از عراق، بر کناره شعبه‏ای از فرات قرار دارد.مؤلف «حدود العالم‏» در این باره می‏گوید: «کوفه، شهرکی است‏بر لب رود فرات نهاده و بنای وی سعد بن‏ابی‏وقاص کرده است و روضه امیرالمؤمنین علی‏بن‏ابی‏طالب (کرم الله وجهه) آنجاست‏».
ابوالفداء به نقل از العزیزی می‏نویسد: «کوفه‏» به قدر نیمه‏ای از بغداد است و قبر امیرالمؤمنین علی‏بن‏ابی‏طالب (کرم الله وجهه) در نزدیکی آن است.مشهدی عظیم ساخته‏اند و مردم از اقطار زمین به زیارت آن می‏آیند.در «الترتیب‏» آمده است که کوفه را از جهت تدویر بنایش بدین نام خوانده‏اند.چه عرب وقتی توده‏ای از رمل را به شکل مدور بیند گوید: «رایت کوفانا» و نیز گفته‏اند: از جهت اجتماع مردم در آن به کوفه موسوم شده، چه وقتی رمل‏ها در یک جا بر هم انباشته شوند، گویند: «تکوف الرمل‏».
مدینه از سال اول هجرت تا زندانی شدن امام کاظم(ع)، محل سکونت دائمی آل رسول(ع) محسوب می‏شد.با توجه به این نکته مرقد مطهر امام علی(ع) تا زمان هارون الرشید مخفی بود و امامان شیعه و اصحاب خاص پنهانی به زیارت آن حضرت می‏رفتند، به نظر می‏رسد حضرت فاطمه معصومه نیز درگذر از این شهر به زیارت مرقد مطهر حضرت علی(ع) رفته است.در این شهر شمار زیادی از علویان نیز مدفونند که آرامگاه «مسلم بن‏عقیل‏» یکی از آنهاست.
5. بغداد و کاظمین
در «اللباب‏» آمده است که: «بغداد» را بدان سبب بدین نام خوانده‏اند که به «کسری‏»، خواجه‏سرایی از مردم مشرق اهداء شد.و کسری این سرزمین را بدو اقطاع داد و آن خواجه‏سرا را بتی بود که در مشرق می‏پرستیدند به نام «بغ‏» و چون آن اقطاع بدو داد او را «بغ‏داد» خواند.» از این رو فقهاء از ذکر این نام کراهت دارند و بدین سبب منصور آن را «مدینة السلام‏» نامید.چه دجله را «وادی السلام‏» می‏گفتند.
«...برخی گویند: «بغ‏» به زبان فارسی به معنی «بستان باغ‏» است و «داد» نام مردی است.یعنی بستان داد.باغ داد...».حمدالله مستوفی در باره مرقد امام‏زادگان در این شهر می‏گوید: «...بر ظاهر آن مشاهد و مزارات متبرکه بسیار است.
بر جانب غربی مشهد حضرت امام موسی کاظم و نواده او حضرت امام محمد تقی الجواد (رضی الله عنهما) است و آن موضع اکنون شهرچه‏ای است، دورش شش هزار گام بود...».
با توجه به این نکته که حضرت فاطمه معصومه(س) از مسیر بغداد راه مرو را در پیش گرفته، به احتمال زیاد به زیارت مرقد حضرت باب الحوائج امام موسای کاظم(علیه آلاف التحیة و الثناء) نیز نائل آمده است.
با توجه به این نکته مرقد مطهر امام علی(ع) تا زمان هارون الرشید مخفی بود و امامان شیعه و اصحاب خاص پنهانی به زیارت آن حضرت می‏رفتند، به نظر می‏رسد حضرت فاطمه معصومه نیز درگذر از این شهر به زیارت مرقد مطهر حضرت علی(ع) رفته است.
بغداد تا «ری‏» حضرت فاطمه معصومه(س) در ادامه مسیر مدینه تا مرو، می‏باید خود را از راه بغداد به شهر ری می‏رساند و از آنجا راه شمال را در پیش می‏گرفت و از راه آمل، ساری و ...
به مرو می‏رفت و یا از راه ری، ورامین، خوار، سمنان و ...، که راه کویری است، به برادر می‏پیوست.
لیکن در اثر حمله دشمنان اسلام و کشته شدن مردان و بیماری آن حضرت از راه ساوه به قم آمد و در قم به لقاءالله پیوست.
مهمترین شهرها و منازلی که حضرت معصومه(س) و کاروان همراه در ادامه مسیر از بغداد تا ساوه پیمودند عبارتند از:
1- از بغداد تا نهروان: 4 فرسخ.
2- نهروان تا دیر ترمه: 4 فرسخ.
3- دیر ترمه تا دسکره: 8 فرسخ.
4- دسکره تا جولا:7 فرسخ.
5- جولاء تا خانقین:7 فرسخ.
6- خانقین تا قصر شیرین:6 فرسخ.
7- قصر شیرین تا حلوان: 5 فرسخ.
8- حلوان تا مای ذرواستان: 4 فرسخ.
9- مای ذرواستان تا مرج القلعه:6 فرسخ.
10- مرج القلعه تا زبیدیه:7 فرسخ.
11- زبیدیه تا خوش کارش:3 فرسخ.
12- خوش کارش تا قصر عمر: 4 فرسخ.
13- قصر عمر تا قرماشین: 8 فرسخ.
14- قرماشین تا شبدیز:3 فرسخ.
15- قرماشین تا دکان:6 فرسخ.
16- دکان تا قصر اللصوص:7 فرسخ.
17- قصر اللصوص تا خنداد:7 فرسخ.
18- خنداد تا همدان: 8 فرسخ.
19- همدان تا بوزنجرد:9 فرسخ.
20- بوزنجرد تا طرزه: 8 فرسخ.
21- طرزه تا روذه:7 فرسخ.
22- روذه تا سونقین:7 فرسخ.
23- سونقین تا ساوه: 8 فرسخ.
در ادامه مسیر اصطخری فاصله ساوه تا قم را 12 فرسنگ ذکر می‏کند.
6. همدان
همدان شهری جلیل القدر دارای اقلیمها و انسانهای بسیار است که در سال بیست و سه فتح شد و خراج آن شش میلیون درهم بود و همان است که «ماه بصره‏» نامیده می‏شود.چه خراج آن در حساب بخششهای اهل بصره حمل می‏شده است.
و آب آشامیدنی اهالی آن از چشمه‏ها و رودخانه‏هایی بود که در زمستان و تابستان جریان داشت و برخی از آنها تا «شوش‏» از استانهای اهواز جاری می‏شد و سپس به «دجیل‏» [دجله کوچک] نهر اهواز پیوسته تا شهر اهواز می‏رسد.
7. ساوه
ساوه در مغرب ری و در جنوب طالقان است و آوه در جنوب غربی ساوه واقع شده است.ساوه شهر بزرگی بود که بر سر راه حجاج خراسان بازارهای نیکو داشت.
شهری خوش با خانه‏های نیکو بود.میان ساوه و قم، دوازده فرسخ است.و در «اللباب‏» آمده است که: ساوه میان ری و همدان است.
مؤلف تاریخ قم از حضور حضرت فاطمه معصومه(س) در شهر ساوه خبر داده است; که با کاروانی جهت ملاقات برادر امامش، از مدینه راهی مرو بود و در ساوه بیمار شد و به قم آمد.
اما مؤلف بحرالانساب علت‏بیماری حضرت را مسموم شدن ایشان در ساوه ذکر می‏کند، همانگونه که برادران آن بانو در این شهر به شهادت رسیدند و در اثر سمی که به بانوان کاروان داده شد، «فاطمه صغری‏»(س) قبل از «فاطمه کبری‏»، حضرت معصومه(س) در روستایی از روستاهای آشتیان به شهادت رسید.در بحرالانساب آمده‏است.
«اما ستی فاطمه ملقب به معصومه خاتون دختر امام کاظم (علیه السلام) علو مرتبه زیاده از حد بیان است، در سال دویست و یک هجری زمان ولایت عهدی حضرت امام رضا (علیه السلام) با برادران خود فضل و علی و جعفر و هادی و قاسم و زید با بعضی از برادرزادگان و چند خدمه از بغداد به عزم دیدار برادر عازم خراسان شدند.
بعد از طی طریق چون به شهر ساوه که یک منزلی قم است، رسیدند ملحدان ساوه خبر شدند، در صدد اذیت‏برآمده، با امام‏زادگان محاربه کردند، آخرالامر تمامی امامزادگان که بیست و سه نفر بودند شهید شدند، چون اهالی قم خبر یافتند، بشتافتند، وقتی رسیدند که امام‏زادگان شهید شده بودند، آنها را دفن نموده، ستی فاطمه را با خدم و حشم به شهر قم بردند...»
حمله حرامیان بنی‏عباس در ساوه به کاروان حضرت فاطمه معصومه(س) و شهادت مردان کاروان و مسموم کردن بانوان از سوی برخی دیگر از مورخان نیز تایید شده است.
استاد جعفر مرتضی عاملی بر این عقیده است که حضرت فاطمه معصومه(س) در این تهاجم به دست عباسیان مسموم شده است.«لسترنج‏» هم در کتاب «جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت‏شرقی‏» به مسمومیت کریمه اهل بیت اشاره نموده‏است.
بعد از طی طریق چون به شهر ساوه که یک منزلی قم است، رسیدند ملحدان آنجا خبر شدند، در صدد اذیت‏برآمده، با امام‏زادگان محاربه کردند، آخرالامر تمامی امامزادگان که بیست و سه نفر بودند شهید شدند، چون اهالی قم خبر یافتند، بشتافتند، وقتی رسیدند که امام‏زادگان شهید شده بودند، آنها را دفن نموده، ستی فاطمه را با خدم و حشم به شهر قم بردند...
«شهر قم در شمال کاشان، چون مزار حضرت فاطمه خواهر امام رضا(ع) معاصر هارون الرشید است.نزد شیعیان شهرت کامل دارد و معروف است، هنگامی که آن معصومه می‏خواست‏به دیدار برادرش به خراسان رود، در شهر قم مسموم گردید و وفات یافت.» تفاوت گزارش لسترنج‏با دیگران در این است که او محل مسمومیت‏حضرت معصومه(س) را شهر قم ذکر می‏کند.اما این گزارش با دیگر قرائن تاریخی موافق نیست.
لیکن تاکید او و دیگران به مسمومیت کریمه اهل بیت‏7، شهادت آن بانوی مکرمه امری مسلم و غیر قابل انکار می‏نماید.از علل پذیرش قول مؤلف بحرالانساب در مورد حمله حرامیان بنی‏عباس به کاروان مدینه و شهادت‏مردان کاروان، وجود آرامگاههایی از فرزندان امام کاظم(ع) در شهر ساوه‏است.حمدالله مستوفی وقتی از شهر ساوه یاد می‏کند، به یادآوری مزارها و مشهدهای شهر پرداخته، به تربت امامزاده اسحاق اشاره می‏نماید: «...
و از مزار اکابر و اولیا تربت‏شیخ عثمان ساوجی و بر ظاهر آن به جانب شمال مشهد سید اسحاق بن امام موسی الکاظم (رضی الله عنهما) است...»
اسحاق بن‏موسی بن‏جعفر(ع) یکی از اولاد ذکور امام کاظم(ع) است که نام وی در کتب انساب میان فرزندان امام هفتم ذکر شده است.
علی اکبر تشید از مزار دیگری در ده کیلومتری شهرستان ساوه بنام امامزاده هارون قدس سره یاد می‏کند، نامش در کتب انساب در ردیف پسران امام کاظم(ع) ذکر شده است، وی گوید: «در ده کیلومتری شهرستان ساوه مزاری موجود است که به نام امامزاده سید هارون بن‏موسی‏الکاظم (علیه السلام) نامیده می‏شود و در السنه مردم نسلا بعد نسل از زمان قدیم گفته می‏شود که این سید جلیل بعد از تفرقه سادات بوسیله سپاه عباسان با جراحات زیادی در داخل زراعات قریه «ورزنه‏» به زمین افتاده و در حال ضعف و اغماء بوده است....
عمال مامون ملعون که آن حضرت را جستجو می‏کرده‏اند، ...فورا به قتلش مبادرت می‏نمایند.» بدین ترتیب دو تن از برادران همراه حضرت معصومه(س) در ساوه به شهادت رسیده‏اند.
8. تفرش
مؤلف جغرافیای تاریخی تفرش و آشتیان از وجود امامزاده‏هایی در این منطقه که از فرزندان، بی‏واسطه و با واسطه، حضرت امام کاظم(علیه السلام) هستند، خبر داده است.
به احتمال زیاد این اشخاص از همراهان حضرت معصومه(س) بوده‏اند که در اثر حمله‏ای دیگر از سوی عباسیان و یا در اثر جراحتی که داشته‏اند در بین راه به شهادت رسیده‏اند.
امامزادگان دیگری که بدون واسطه از فرزندان امام کاظم(ع) بوده و در روستاهای تفرش مدفونند، عبارتند از:
1. محمد فرزند امام کاظم(ع) این امامزاده در خاور شهر تفرش در کویی است که به مناسبت مزار همین امامزاده محمد، «مشهد» نامیده می‏شود.مشهد امامزاده محمد، از بناهای عصر صفویه و آراسته به کاشیکاری، تزئیینات، گچ‏بری و نقاشی همان دوره است.
این مزار دارای بقعه، مرقد، صندوق منبت کاری شده، گنبد و چند ایوان و صحن است.به نظر می‏رسد که بنای گنبد به سال 950 هجری آغاز و به سال‏956 به پایان رسیده باشد.ولی قسمتی از تزئینات، همزمان بنیان ایوان سردر ورودی صحن 1050 انجام یافته است.
2.امامزاده هادی فرزند امام کاظم(ع) بقعه‏ای در دهکده جمزقان در دهستان قاهان از بخش خلجستان به نام امامزاده هادی فرزند موسی کاظم(ع) است که مردم روستاهای دور و نزدیک به زیارت آن می‏روند.
احتمال اینکه این امامزداگان از همراهان حضرت معصومه(س) بوده و در حمله نیروهای بنی‏عباس متواری و یا شهید شده باشند، وجود دارد.
8- عبور از تفرش در ادامه مسیر حضرت فاطمه معصومه(س) به طرف قم، شهرستان تفرش واقع شده است.مؤلف جغرافیای تاریخی تفرش و آشتیان، از وجود امامزاده‏هایی در این منطقه که از فرزندان بی‏واسطه و باواسطه حضرت امام کاظم(ع) هستند، خبر می‏دهد.
به احتمال زیاد آنان از همراهان حضرت معصومه(س) بوده‏اند که در اثر حمله‏ای دیگر از سوی عباسیان و یا در اثر جراحتی که برداشته‏اند در بین راه به شهادت رسیده‏اند.
امامزادگانی که بدون واسطه از فرزندان امام کاظم(ع) بوده و در روستاهای تفرش به خاک سپرده شده‏اند عبارتند از:
1- محمد; فرزند امام کاظم(ع) که در خاورشهر تفرش در کویی که به مناسبت مزار همین امامزاده «مشهد» نامیده می‏شود، دفن شده‏است.
مشهد امامزاده محمد از بناهای عصر صفویه و آراسته به کاشیکاری، تزئینات، گچ‏بری و نقاشی همان دوره است و دارای بقعه، مرقد، صندوق منبت‏کاری شده، گنبد و چند ایوان و صحن است.
به نظر می‏رسد که بنای گنبد در سال 950 هجری آغاز و سال‏956 به پایان رسیده است ولی قسمتی از تزئینات، همزمان بنیان ایوان سردر ورودی صحن سال 1050 پایان یافته‏است.(1)
2- امامزاده هادی، فرزند امام کاظم(ع) که بقعه‏اش زیارتگاه مردم روستاهای دور و نزدیک در دهکده جمزقان در دهستان قاهان از بخش خلجستان و ساوه است.
بر روی پایه‏های صندوق عبارت «مرقد امامزاده شاه هادی بن‏امام موسی کاظم علیه السلام‏» و تاریخ تحریر آن که، سال‏947 هجری، و نام استادکار آن، قنبر بن‏محمود ساوجی نجار، به چشم می‏خورد.(2)
3- امامزاده جعفر، فرزند امام کاظم(ع) این امامزاده در دهکده مصفای گیو از روستاهای دهستان دستگرد به خاک سپرده شده است.بقعه این امامزاده دارای گنبدی به شکل مخروط است که از آجر و سنگ ساخته شده و گچ‏اندود می‏باشد.
بقعه دارای مرقد و صندوق قدیمی منبت‏کاری شده با نقوش برجسته گل و بوته است و روی پلها و پایه‏های صندوق کتیبه‏هایی به خط برجسته ثلث منبت کاری شده‏اند که از آن میان عبارت: «کاتب هذا الصندوق علی بن‏عنایت‏الله الحسینی غفر ذنوبه‏» و یا عبارت: «به سعی و اهتمام عالیجناب سعادت نصاب تقوی و ورع دثار خواجه سعد الدین عنایت‏الله ابن‏ملک جلال‏الدین اسکندر» و نیز عبارتهای: «این صندوق وقف مرقد امامزاده شاه جعفر بن‏امام موسی الکاظم علیه السلام‏».
و «تمام شد فی تاریخ شهر شعبان المعظم سنه اثنی و تسعین و تسعماته نبویه علیه السلام‏».به چشم می‏خورد.(3)
4- امامزاده زکریا، فرزند امام کاظم(ع) این امامزاده بین دهکده عیسی‏آباد و میدانک در بخش خلجستان قرار دارد.
5- بقعه در بی‏بی این امامزاده در مرکز شهر تفرش واقع است (4) او خواهر حضرت معصومه(س) بود که (5) نام اصلیش مشخص نیست.(6) نویسنده عمده الطالب وجود فرزندانی به نامهای محمد و جعفر را برای امام کاظم(ع) تایید کرده اما از هادی و زکریا نام نبرده است.چنانکه ذکر شد، ممکن است هادی، تصحیف هارون باشد.
همچنین ابوالعلی مهدی بن‏محمد از نوادگان امام صادق(ع)، امامزاده احمد از احفاد امام کاظم(ع)، قاسم بن‏حمزة بن‏امام کاظم(ع) از نوادگان امام هفتم از دیگر امامزادگانی هستند که در تفرش و آشتیان دفن شده‏اند.[نقشه ش‏15]
9- آشتیان آشتیان از شهرهای استان مرکزی ایران است.از شمال و غرب به شهرستان تفرش، از شرق به قم و از جنوب به شهرستان اراک محدود می‏شود.وجود مرقد مطهر حضرت فاطمه صغری(ع) (7) نشان می‏دهد که کاروان حضرت معصومه(س) پس از ساوه، از تفرش عبور کرده و به آشتیان وارد شده است.
10- قم گروههای مختلفی از اعراب همزمان با فتوحات اسلامی در اقصی نقاط ایران اسکان یافتند.برخی از سپاهیان لشکر اسلام بودند که ایران را بر عراق و حجاز ترجیح داده و ماندگار شدند.بعضی دیگر در طی مهاجرت‏های گوناگون به ایران آمدند.
یعقوبی در البلدان در توصیف قم می‏نویسد، از جمله قم: «و کسی که قصد قم دارد، چون کسی که رو به مشرق می‏رود از همدان بیرون رود و در روستاهای همدان پیش رود، و از شهر همدان تا شهر قم پنج منزل راه است و «شهر بزرگ قم‏»، به آن «مینجان‏» گفته می‏شود و شهری است جلیل‏القدر که گویند در آن هزار گذر است و درون شهر دژی است کهن برای عجم، و در کنار آن شهری است که به آن «کمندان‏» گفته می‏شود و آن را رودخانه‏ای است که در میان دو شهر آب در آن جاری است و روی آن پلهایی است که با سنگ بسته شده و روی آنها از شهر «مینجان‏» به شهر «کمندان‏» عبور می‏کنند.
و اهالی آن که بر آن چیره‏اند، قومی هستند از «مذحج‏» و سپس از «اشعریان‏» و در آن مردمی از عجمهای کهن سکونت دارند، و قومی هم از موالی که خود می‏گویند که آنان موالی عبدالله بن‏عباس عبدالمطلب‏اند، و این شهر را دو نهر است، یکی از آندو در بالای شهر و معروف است‏به «راس المور» و دیگری در پایین شهر و معروف به «فوروز» و این دو نهر از چشمه‏هایی است که در کاریزهای حفر شده‏ای جاری می‏شود، و این شهر در مرغزار با وسعتی است‏به اندازه ده فرسخ، و سپس به کوههای آن می‏رسد، که از آنها است کوهی معروف به «روستای سرداب‏» و کوهی معروف به «ملاحه‏» و آن را دوازده روستا است: «روستای ستاره‏» و «روستای کرزمان‏» و «روستای فراهان‏» و «روستای وره‏» و «روستای طیرس‏» و «روستای کوردر» و «روستای وردراه‏» و «روستای سرداب‏» و «روستای براوشتان‏» و «روستای براحه‏» و «روستای قارص‏» و «روستای هندجان‏» و بیشتر آب آشامیدنی اهل شهر در تابستان از چاههاست، و راهها از قم به ری و اصفهان و کرج و همدان از هم جدا می‏شود و خراج آن چهار میلیون و پانصد هزار درهم است‏».(8)
تشیع در قم از ربع آخر قرن اول هجری رواج یافت و از سوی امامان شیعه به عنوان پناهگاه شیعیان محسوب شد و خیل عظیمی از پیروان اهل‏بیت(ع) را در خود جای داد.
دوری قم از مرکز خلافت و سابقه تشیع در آن، به راحتی توانست‏شهر را پناهگاهی برای یاران ائمه علیهم السلام سازد.
وقتی کاروان مدینه در ساوه مورد هجوم قرار گرفت مردم قم به یاری آنها شتافته و کاروان را به شهر خویش هدایت کردند.مؤلف تاریخ قم می‏نویسد: «دیگر از سادات حسینیه از فرزندان موسی بن‏جعفر (علیهماالسلام) که به قم آمدند فاطمه بود دختر موسی بن‏جعفر (علیهماالسلام)، چنین گویند بعضی از مشایخ قم که چون امام علی بن‏موسی‏الرضا (علیهماالسلام) را از مدینه بیرون کردند تا به مرو رود از برای عقد بیعت‏به ولایت عهد برای او فی سنة ماتین، خواهر او فاطمه بنت موسی بن‏جعفر (علیهم‏السلام) در سنه احدی و ماتین به طلب او بیرون آمد، چون به ساوه رسید بیمار شد، پرسید که میان من و میان شهر قم چقدر مسافت است؟ او را گفتند که ده فرسخ است.
خادم خود را بفرمود تا او را بر دارد و به قم برد.خادم او را به قم آورد و در سرای موسی بن‏خزرج بن‏سعد اشعری فرود آمد و نزول کرد.و روایت صحیح و درست آن است که چون خبر به آل سعد رسید، همه اتفاق کردند که قصد ستی فاطمه کنند و ازو درخواست نمایند که به قم آید از میانه ایشان موسی بن‏خزرج تنها هم در آنشب بیرون آمد و چون به شرف ملازمت‏ستی فاطمه رسید زمام ناقه او بگرفت و به جانب شهر بکشید و به سرای خود او را فرود آورد...» (9)
در این بیان سال هجرت حضرت فاطمه(س)، بیماری وی در ساوه، انصراف از سفر به خراسان و قصد رفتن به قم از جانب ایشان در روایتی ذکر شده که با ذکر روایت دیگری که آن را صحیح می‏دانیم آگاهی قمیان از کاروان مدینه، و حضور حضرت معصومه(س) در ساوه و بیرون رفتن موسی بن‏خزرج از قم جهت استقبال از ایشان و آوردن کاروان به قم خبر می‏دهد.
همچنین در روایت اول از وجود خادمی همراه حضرت معصومه(س) آگاه می‏شویم که گویا در نایین مدفون است.(10) با توجه به این نکته که خاندان اشعری از مهمترین خاندانهای عرب مقیم قم بودند و تا قرن چهارم قدرت مهم شهر محسوب می‏شدند (11) بزرگ اشعریان که به استقبال کریمه اهل بیت می‏شتابد و آن بانوی مکرمه در خانه وی منزل می‏کند.
حضرت فاطمه معصومه(س) پس از روزها طی طریق با شهادت یاران در منازل بین ساوه و قم، در پایگاه تشیع اسکان می‏یابد و پس از هفده روز به شهیدان می‏پیوندد.
حسب معمول آن روز که فاصله دو منزل در یک روز طی می‏شد و منازل مدینه تا قم حدود 54 منزل بود از این روی اگر توقف بیش از معمولی در بین راه صورت نگیرد طی این مسافت‏به حدود دو ماه زمان نیاز دارد.
از حضرت فاطمه معصومه(س) هیچ حدیث و روایتی از امام کاظم و امام رضا(ع) نقل نشده و تنها چهار روایت وی از طریق فاطمه بنت علی بن‏موسی‏الرضا(ع) و بکر بن‏احمد قصری به دست ما رسیده است.(12)
مفاهیم حدیثی این روایات بر محور ولایت استوار است و معانی زیر را القا می‏کند:
1. وصایت‏حضرت امیرالمؤمنین علی بن‏ابی‏طالب(ع).
2. تثبیت جایگاه غدیر در فرهنگ تشیع.
3. هشدار به جامعه شیعی از فراموشی روز غدیر خم.
4. موقعیت علی(ع) نسبت‏به رسول اعظم الهی(ص).
5. برابری دوستی خاندان عصمت و طهارت با شهادت در راه خدا.
شخصیت معنوی حضرت امام موسی کاظم(ع) نسبت‏به دیگر خاندان امامت و اهل بیت عصمت و طهارت فرزندان بیشتری دارند.
چند شخصیت مهم خاندان موسوی عبارتند از:
1. حضرت امام علی بن‏موسی‏الرضا(ع)
2. حضرت احمد بن‏موسی(ع).
3. حضرت فاطمه معصومه(س).
حضرت معصومه(س) پس از امام رضا(ع) دومین شخصیت ملکوتی این خاندان به شمار می‏آید و به القاب والایی چون «معصومه‏»، «کریمه اهل بیت‏»، «طاهره‏»، «حمیده‏»، «بره‏»، «رشیده‏»، «تقیه‏»، «نقیه‏»، «رضیه‏»، «مرضیه‏»، «سیده‏» و «اخت الرضا(ع)» خوانده شده است که همه به واسطه مقامات عالی عرفانی و سلوک معنوی ایشان در طول حیات و یا ظهور کرامات عدیده از سوی آن بانوی مکرمه است.
شخصیت معنوی و ملکوتی حضرت فاطمه معصومه(س) به اندازه‏ای است که زیارت وی از سوی امام معصوم(ع) ترغیب شده است.امام رضا(ع) در جواب سعد بن‏سعد فرمود.«من زارها فله الجنة‏» (13) «هر کس او را زیارت کند، ثوابش بهشت‏خواهد بود».«من زار عمتی بقم فله الجنة‏» (14) «هر که عمه‏ام را در قم زیارت کند، بهشت از آن اوست‏».
ازدواج نکردن حضرت معصومه(س) هیچ یک از دختران امام کاظم(ع) ازدواج نکردند و امام کاظم(ع) ازدواج نمودن آنها را به اجازه برادر بزرگوارشان حضرت امام رضا(ع) موکول کرده بود.یعقوبی می‏گوید: «موسی بن‏جعفر وصیت کرد که دخترانش شوهر نکنند و هیچ یک از آنان شوهر نکرد مگر ام‏سلمه در مصر به ازدواج قاسم بن‏محمد بن‏جعفر بن‏محمد (15) درآمد و در این باره میان قاسم و خویشانش جریان سختی پیش آمد تا آنجا که قاسم قسم خورد ...جز آنکه او را به حج‏برد، منظوری نداشته است‏».(16)
شیخ صدوق متن کامل وصیت‏نامه امام کاظم(ع) را نقل کرده است.در بخشی از آن حضرت به ازدواج دخترانش اشاره کرده، می‏فرماید: در مورد اموال و خانواده و فرزندانم، او بمنزله خود من است، و اگر صلاح دید که برادرانش را - که در آغاز این نوشته از آنها نام برده‏ام - «به همان صورت که من در اینجا ذکر می‏کنم‏» باقی بگذارد، می‏تواند این کار را بکند و اگر نخواست، می‏تواند آنها را کنار بگذارد و کسی حق اعتراض به او را ندارد، و اگر کسی از آنها بخواهد خواهر خود را عروس کند، بدون اجازه و دستور او این حق را ندارد، و هر نیرو و قدرتی بخواهد او را از اختیاراتی که در اینجا ذکر کرده‏ام، کنار بزند و مانع او بشود، با این کار از خدا و رسولش فاصله گرفته و برکنار شده است و خدا و رسولش نیز با او رابطه‏ای نخواهند داشت، و لعنت‏خداوند و تمام لعنت‏کنندگان و ملائکه مقرب و انبیاء و مرسلین و مؤمنین بر چنین شخصی باد، و هیچ یک از سلاطین و نیز هیچ یک از فرزندانم حق ندارند او را از اموالی که نزد او دارم برکنار کنند، من نزد او اموالی دارم، و سخنان او در مورد مبلغ آن، کاملا مورد قبول من است چه کم بگوید، چه زیاد، و علت ذکر اسامی سایر فرزندانم فقط این بود که نام آنها و اولاد صغیرم در اینجا با احترام ذکر شود و آنها شناخته شوند.
آن همسرانم که «ام ولد» (17) هستند، هر کدام که در منزل باقی ماندند، دارای همان حقوق و مقرری خواهند بود که در زمان حیاتم از آن برخوردار بودند، به این شرط که او مایل باشد، و آنهایی که ازدواج کنند دیگر نمی‏توانند بازگردند و مقرری دریافت دارند مگر اینکه «علی‏» صلاح بداند، دخترانم نیز همین گونه‏اند.
امر ازدواج دخترانم بدست هیچ یک از برادران مادری‏شان نیست و دخترانم نباید کاری انجام دهند جز با صلاح دید و مشورت او، و اگر برادران مادری دخترانم (بدون اجازه «علی‏») در مورد ازدواج آنان کاری انجام دهند خداوند تعالی و رسولش - صلی الله علیه و آله - را مخالفت و نافرمانی کرده‏اند، او نسبت‏به مسائل ازدواج قوم خود داناتر است اگر خواست تزویج می‏کند و اگر نخواست، نمی‏کند، و من آنان را نسبت‏به آنچه در این نوشته ذکر کرده‏ام وصیت نموده‏ام و خداوند را بر آنها گواه می‏گیریم.
حضرت موسی بن‏جعفر علیهما السلام و شهود، مهر کردند.به طور یقین منع امام کاظم(ع) بنا بر مصالح ویژه عصر خویش بود چه شیعیان در تقیه به سر می‏برند و امکان داشت افرادی بیگانه که هیچ مناسبتی با اهل‏بیت ندارند با خانواده تقوا و عفاف رابطه نسبی پیدا کنند.
به همین دلیل این منع آغاز نهضت‏بانوان موسوی بر علیه عباسیان تلقی شد و این خاندان بزرگ با مبارزه منفی خود ساختار اجتماعی عصر عباسی را زیر سؤال بردند که حضرت فاطمه معصومه(س) در این نهضت نقش ویژه‏ای داشت، همانگونه که کاروان مدینه به نام ایشان مشهور است‏به صراحت نامی از دیگر خواهران ایشان برده نشده است و تنها آرامگاههای منسوب به آنان در طول مسیر ما را به نام بانوان موسوی که همراه حضرت معصومه(س) بودند، هدایت می‏کند.
----------------------------------------------------------------------
1- سیری کوتاه در تاریخ تفرش و آشتیان; ص 95 -96.
2- همان; ص‏107.
3- همان; ص‏109.
4- همان.
5- همان; ص‏37.
6-  «بارگاه امامزاده فاطمه صغری(ع) دختر امام موسی‏بن‏جعفر علیهما السلام در9 کیلومتری شهر آشتیان در روستایی به نام سیاوشان واقع شده و معروف است که ایشان طفلی بودند که با خواهر گرامیشان حضرت معصومه (سلام الله علیها) به قصد زیارت برادرشان امام رضا(ع) به قم می‏رفتند که در عبور از این روستا فاطمه صغری(ع) مریض می‏شود و دار دنیا را وداع می‏گوید».
سیمای آشتیان; ص 98، به نقل از فصلنامه آشتیان، سال اول، شماره 2، ص‏69.
7-  همان.
8- البلدان; ص 48 و49.
9- تاریخ قم; ص‏213.
10- تاریخ نایین; ج 1، ص‏66.
11- از اواخر قرن چهارم، اشعریان گرفتار نزاع و اختلاف شدند و با مهاجرت شماری ازآنها شهر تا حدودی خالی شد و باقی‏ماندگان نیز گرفتار تنگی معاش‏شدند.
تاریخ‏قم;ص‏241.
12- رجوع کنید به: مسند فاطمه معصومه(س)
13- عیون اخبارالرصا(ع); ج 2، ص 660، باب‏67، حدیث اول.
14- کامل الزیارات; ص 324.
15- وی از نوادگان امام صادق(ع) است.
16-  «تاریخ یعقوبی‏»; ج 2، ص 421.
17- معنی ام ولد در صفحه‏26 گدشت.